درباره وبلاگ
 

 ? پست الكترونيك
 ?  RSS 2.0
   موضوعات
? نقش زنان در نهضت عاشورا
? فرهنگ تعزیه
? درس های نهضت عاشورا
? ادبیات عاشورا در ایران و کشورهای عربی
? نقش نهضت حسینی در نهضت های آینده جهان اسلام
? منبع شناسی قیام حسینی
? الهام شهداء و جانبازان جنگ تحمیلی از نهضت عاشورا
? ریشه های قیام امام حسین (ع)
? سرانجام یزیدیان
? عزاداری حسینی و انحرافات آن
    آخرين مطالب
? آسيب‌شناسي فرهنگ عاشورا و مخاطب‌شناسي و آشنايي با منابع آن
? آفات مداحي
? نگاهی به زمینه‌های قیام امام حسین(ع)
? پیشینه ی عزاداری در اسلام
? ادبیات " عاشورایی " تاثیرگذار و پر مخاطب است
? مسئولیت مردان منبر و مدح
? جامعه شناسي تاريخي قيام امام حسين(ع) در گفت وگو با دكتر سيد جعفر شهيدي
? اسوه‏هاي تربيتي و اخلاقي در نهضت‏ حسيني
? آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام
? آثار و برکات عزاداری -آمرزش گناهان
? روایت دردهای زینب (س) – در مجلس شام
? توسل به حضرت سيدالشهداء (ع )
? آثار سیاسی عاشورا –احیای امر بمعروف
? روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد
? پايداري حسين (آزادگی)
 
   نويسندگان
?  ع.و
   آرشيو مطالب
? آذر 1390
   آمار سايت
کل بازديد : 12451
تعداد کل پست ها : 76
تعداد کل نظرات : 1
بروز رساني : سه شنبه 15 آذر 1390 
تاريخ ايجاد : پنج شنبه 10 آذر 1390 




روایت دردهای زینب (س) - ديدار با مادر پس از كربلا

تمام دلسوختگان حرم كبريايي در قبرستان بقيع،مرقد پنهان فاطمه جمع گشته‌اند و بر مصيبت‌هايي كه بر او واقع شده، اشك مي‌ريزند: - اي كاش فاطمه به اسيران مي‌نگريستي، كه چگونه آن ها را شهربه شهر پراكندة‌ بيابان ها و در به در كردند!
اي فاطمه! اگر در دنيا زنده بودي و مي‌ماندي، تا قيامت همواره براي ما صدا به گريه بلند مي‌كردي.
اين صحنه بر سينة عقيلة بني هاشم آن قدر سنگين و طاقت فرسا بود، كه بيهوش گشت. دختران و زنان تنها پناه خويش را در برگرفتند و او را به هوش آوردند.

 

 


زينب شروع به خواندن مرثيه و روضه نمود كه: «مادرم! آن قدر تازيانه بر بدنم زده‌اند كه مجروح گشته است. اما مادر برايت از سفر عشق سوغات وفا آورده‌ام. بوي بهشت و ياس مي‌دهد؛ بوي پيامبر و علي را مي‌دهد؛ بوي لؤلؤ و مرجان مي‌دهد؛ بوي عطر بهشتي كه جبرئيل برايت آورده بود دارد؛ اين پيراهن همان پيراهني است كه وقت وداع با دختر دادي. اينك برخيز و بنگر كه پيراهن يادگار تو را آورده‌ام»
اشك زينب به سان سيل جريان يافت.

مردم مدينه وقتي آن پيراهن راكه بسيار بريدگي داشت، مشاهده كردند، همگي صداي گريه‌شان به آسمان برخاست.
زينب وقتي سوز دل مردم مدينه را ديد، صدا زد كه: «اي مردم مدينه! دركربلا شما نبوديد تا بنگريد چگونه حجت خدا و سيّد جوانان بهشت را كشتند، نبوديد تا ببينيد چگونه خيمه‌هاي اهل بيت عصمت و طهارت را به آتش كشيدند، نبوديد تا بنگريد چگونه بر دختران فاطمه زهرا تازيانه و سيلي نثار مي‌نمودند.
مردم مدينه بنگريد، اين بريدگي هايي كه در اين پيراهن مي‌بينيد، جاي تيرها و شمشيرها و نيزه‌هاي دشمن است.»
سپس با مادر خود شروع به راز دل گفتن، از ظهر عاشورا؛ از عصر عاشورا؛ از شام غريبان؛ از سرهاي بريده؛ از مصيبت سيدالساجدين؛ از غربت وجان دادن طفلان در زير بوته هاي خار، از جان دادن رقيه ..... نمود. مي‌گفت و مي‌گفت و مي‌گريست و گزارش سفر خويش برمادر خويش عرضه مي‌دانست.

منبع :ashoora.ir

موضوع :نقش زنان در نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
اوج کرامت و عزت نفس

در کلماتي از امام حسين عليه السلام رسيده است عزت و شرافت و کرامت انساني موج مي زند و راز اين که اينگونه کلمات از ايشان به نسبت بيشتر از ائمه رسيده اين است که داستان کربلا، زمينه اي بود براي اينکه روح امام حسين در اين قسمت تجلي خودش را ظاهر کند به صورت اين کلمات. نوشته اند، در وقتي که حضرت سيد الشهداء مي آمدند به طرف کربلا، مکرر افراد به ايشان برخورد مي کردند و هر کس هم برخورد مي کرد مي گفت: آقا نرو خطر جاني دارد. حضرت هم به هر يک از اينها جوابي مي داد، و البته جوابها همه در همين حدود بود که نه، من بايد بروم. يکي از آنها وقتي که با حضرت ملاقات کرد گفت: مصلحت نيست، نرويد. فرمود: من به تو همان جوابي را ميدهم که يکي از صحابه رسول خدا صلي الله عليه وآله به شخصي که مي خواست او را از شرکت در جهاد اسلامي منع کند داد. آن وقت حضرت سيد الشهداء اين شعرها را براي او خواندند:

 

 



سامضي و ما بالموت عار علي الفتي                      اذا ما نوي حقا و جاهد مسلما
و واسي الرجال الصالحين بنفسه                            و فارق مثبورا و خالف مجرما


خواهم رفت. مرگ براي انسان جوانمرد ننگ نيست، اگر در راه حق جهاد کند و در حالي که مسلم است کوشش به خرج بدهد (نيتش حق باشد و در حالي که مسلم است مجاهده و جهاد کند) و با مردان صالح، مواسات و همگامي و همدردي نمايد، و بر عکس، راه خودش را از مردم بدبخت هلاک شده و مجرم گناهکار جدا کند.

فان عشت لم اندم و ان مت لم الم              کفي بک ذلا ان تعيش و ترغما (1)

من يا زنده مي مانم يا مي ميرم. از اين دو خارج نيست. اين راهي که من مي روم هر دو طرفش براي من خير و سعادت است. اگر زنده بمانم مورد مذمت نيستم؛ چون از مرگ فرار نکردم و از اين آزمايش موفق بيرون آمدم از مرگ نترسيدم و زنده ماندم. چنين زندگي براي من ننگ و مذموم نيست. اگر هم بميرم مورد ملامت نيستم. کفي بک ذلا ان تعيش و ترغما (2) (همه اين سه شعر براي اين مصراع آخر است) براي تو اين ذلت و بدبختي بس که زنده بماني و دماغت به خاک ماليده باشد. ديگر بدبختي و ذلتي بالاتر از اين زندگي نيست. (3) .

 پاورقي
(1) انسان الاشراف، ج 3، ص 171.
(2) انسان الاشراف، ج 3، ص 171.
(3) فلسفه اخلاق، ص 160.

منبع :ashoora.ir

موضوع :درس های نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
گابريل دانکيري

دانکيري در کتاب «شهسوار اسلام » به علاقه ايراني ها به امام حسين اشاره نمود وبي اعتنايي امام به نصيحت فرزدق را ذکر مي کند که فرزدق به امام گفت : «اندکي تأمل کنيد تا کنون قلب هاي مسلمين با شماست ولي شمشير آن ها با پسر معاويه است . امام حسين (ع) به نصيحت او اعتنا نکرد».

 

 

او در مورد وحشي گري سپاه يزيد و تأثير قيام امام چنين مي نويسد:
«سربازان يزيد در آن روز (عاشورا) چنان وحشيگري و سبعيتي از خود نشان دادند که تا آن روز کسي نظير آن را به خاطر نداشت ، آن ها حتي به کودکان شيرخوار و خردسال رحم نکردند وسر خونين حسين به دمشق فرستاده شد و يزيد پنداشت که ديگر با اين پيروزي خواهد توانست از لذت صلح و آرامش بهره مند گردد... اما خاطره آن هر سال تا به امروز در ميان سيل اشک و نوحه خواني ها و مرثيه ها تجديد مي گردد. غيرت (پيروان ) امام را به جوش آورد و ميل انتقام را بيش از پيش در آنان تقويت نمود».
هنگامي که حسين کشته شد بربدنش جاي 33 نيزه و 34 ضربه شمشير يافتند.خولي سنان بن انس سرِ امام را از بدنش جدا کرد و به خولي سپرد و لباس هاي امام را درآوردند و به سوي خيمه ها روي آوردند و آن ها را غارت کردند. و به زناني که براي حفظ لباس هايشان مقاومت مي کردند، هجوم بردند و غارت شان کردند.

گشتند انبياء همه گريان و بوالبشر               برچشم تر ز شرم نبي آستين گرفت
کردند پس به نيزه ، سري را که آفتاب           از شرم او نهفت رخ زرد در آفتاب 
«صباحي بيدگلي »

منبع :ashoora.ir

موضوع :درس های نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
ذکر مصیبت اهل بیت و فسلفه آن

ذکر مصیبت سنتى در جهت احياى ياد و نام ائمه و مطرح نگه داشتن حادثه عاشوراست و همچنین در آن چه بصورت مقطع پايانى سخنرانى و موعظه و چه بصورت مستقل،حوادث كربلا و كيفيت‏شهادت امام حسين‏«ع‏»و ياران او و نيز امامان ديگر بصورتى سوزناك نقل مى‏شودكه سبب تحريك عواطف و گريستن بر سيد الشهدا مى‏گردد.نقل حوادث بر اساس مقتلها انجام مى‏گيرد و شايسته است كه از منابع معتبر و شعرهاى خوب استفاده مى‏شود تا موجب وهن به مقام معصومين و خاندان عصمت نگردد.

 

امام سجاد«ع‏»كه بيست‏سال به ياد عاشورا مى‏گريست،مى‏فرمود ياد شهادت فرزندان‏فاطمه چشمانم را پر اشك مى‏كند: «انى لم اذكر مصرع بنى فاطمة الا خنقتنى لذلك‏عبرة‏» (1) با اين حساب،ياد حادثه و يادآورى آن مظلوميتها خودش كافى است تا مستمعان‏ را بگرياند و نيازى به آميختن دروغ يا نقل حرفهاى بى‏اساس در ذكر مصيبت و مرثيه‏خوانى نيست.

 

ذكر مصيبت،سبب تعميق نهضت‏حسينى و پيوند عاطفى و قلبى شيعه با  سيد الشهداست و نقشه دشمنان اهل بيت را كه كوشش در محو جنايات خويش داشتند،نقش بر آب مى‏كند و جامعه را هوادار اهل بيت و خصم ظالمان مى‏پرورد. (2) البته بايد ذاكران و مرثيه خوانان،هم شايستگى اين منصب حساس را داشته باشند و هم در محتواى مرثيه‏خوانى خود دقت داشته باشند و نصايح بزرگان را در آداب آن به كاربندند.

فلسفه ذکر مصیبت :

 هر مكتبى اگر چاشنيى از عاطفه نداشته باشد و صرفا مكتب و فلسفه و فكر باشد،آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد،ولى اگر يك مكتب چاشنيى از عاطفه داشته باشد،اين عاطفه به آن حرارت مى‏دهد.معنا و فلسفه يك مكتب،آن مكتب را روشن مى‏كند،به آن مكتب منطلق مى‏دهد،آن مكتب را منطقى مى‏كند.بدون شك مكتب امام حسين منطق و فلسفه دارد،درس است و بايد آموخت اما اگر ما دائما اين مكتب را صرفا به صورت يك مكتب فكرى بازگو كنيم حرارت و جوشش گرفته مى‏شود و اساسا كهنه مى‏گردد.

اين،بسيار نظر بزرگ و عميقانه‏اى بوده است،يك دورانديشى فوق العاده عجيب و معصومانه‏اى بوده است كه گفته‏اند براى هميشه اين چاشنى را از دست ندهيد،چاشنى عاطفه،ذكر مصيبت‏ حسين بن على عليه السلام يا امير المؤمنين يا امام حسن يا ائمه ديگر و يا حضرت زهرا(سلام الله عليها).

اين چاشنى عاطفه را ما حفظ و نگهدارى كنيم.

پی نوشتها :

1-بحار الانوار،ج 45،ص 109.

2-ر.ك:«نقش انقلابى ياد و يادآوران‏»،شريعتى.بحار الانوار،ج 44،ص 278،احاديث گريستن و عزادارى برسيد الشهداء را آورده است.

مجموعه آثار شهيد مطهرى جلد 16 صفحه 57

موضوع :عزاداری حسینی




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
آخرین سخنان در شب عاشورا

حسين بن علي(عليهما السلام ) نزديک غروب تاسوعا پس از آن که از طرف دشمن مهلت داده شد( يا پس از نماز مغرب) در ميان افراد بني هاشم و ياران خويش قرار گرفت و اين خطابه را ايراد نمود:

«خدا را به بهترين وجه ستايش کرده و در شدايد و آسايش و رنج و رفاه در مقابل نعمت هايش سپاسگزارم. خدايا! تو را مي ستايم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشيدي و قرآن را به ما آموختي و با دين و آيين آشنايمان ساختي و به ما گوش(حق شنو) و چشم(حق بين) و قلب(روشن) عطا فرمودي و از گروه مشرک و خدانشناس نگرداندي.

 

اما بعد، من اصحاب و ياراني بهتر از ياران خود نديدم و اهل بيت و خانداني باوفاتر و صديق تر از اهل بيت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزاي خير دهد».

آن گاه فرمود:«جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فراخوانده مي شوم و در محلي به نام عمورا و کربلا فرود آمده و در همان جا به شهادت مي رسم و اکنون وقت اين شهادت رسيده است. به اعتقاد من همين فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود و حالا شما آزاد هستيد و من بيعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه مي دهم که از اين سياهي شب استفاده کرده و هر يک از شما دست يکي از افراد خانواده مرا بگيرد و به سوي آبادي و شهر خويش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زيرا اين مردم فقط در تعقيب من هستند و اگر بر من دست يابند با ديگران کاري نخواهند داشت، خدا به همه شما جزاي خير و پاداش نيک عنايت کند!»

آخرين آزمايش

حسين بن علي(عليهما السلام ) که در طول راه از مدينه تا کربلا و در موارد مختلف، شهادت خويش را اعلام نموده و به يارانش اجازه مرخصي داده و بيعت را از آنان برداشته بود، درشب عاشورا و براي آخرين بار نيزاين موضوع را با صراحت مطرح نمود که « قد قرب الموعد؛ يعني هنگام شهادت فرا رسيده است» و من بيعت خود را از شما برداشتم، از تاريکي شب استفاده کنيد و راه شهر و ديار خويش را پيش بگيريد.

اين پيشنهاد در واقع آخرين آزمايش بود از سوي آن حضرت و نتيجه اين آزمايش، عکس العمل ياران آن بزرگوار بود که هر يک با بيان خاص، وفاداري خود را به آن حضرت و استقامت و پايداري خويش را تا آخرين قطره خون اعلام داشتند و بدين گونه از اين آزمايش روسفيد و سرفراز بيرون آمدند.

حال پاسخ چند تن از اين ياران باوفا و اهل بيت صديق و باصفا:

1- اولين کسي که پس از سخنراني امام(ع) لب به سخن گشود برادرش عباس بن علي(ع) بود. او چنين گفت:" لا أرنا الله ذلک أبدا؛ خدا چنين روزي را نياورد که ما تو را بگذاريم و به سوي شهر خود برگرديم."



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
پایان دردهای زینب (س) - خاموشي خورشيد

ماجراي كربلا پايان پذيرفته، ولي غم هاي زينب فراموش شدني نيست هر لحظة‌ او كربلا وعاشورا و اسارت و درد و رنج است. هر لحظه، مدينه يادآور حديث كساء اهل بيت و دوران هجرت زينب وحسين از سخت‌ترين دوران عمر اوست.


در مدينه قحطي سختي رخ داده است. عبدالله بن جعغر كه بحر جود و كرم است و عادت بر بذل و عطا دارد، به دليل اينكه دستش از سرمايه دنيا تهي گشته راهي شام مي‌گردد و به كار زراعت مشغول مي‌شود؛ ولي زينب، هر روزش گريه و داغ دل است. مدتي مي‌گذرد كه زينب گرفتار تب وصل خانواده‌اش مي‌گردد و هر لحظه مريضي او شدت پيدا مي‌كند، تا اينكه در نيمة‌ ظهر به همسر خويش عبدالله مي‌گويد: «بستر مرا در حياط به زير آفتاب قرار بده.»
عبدالله گويد: «او را درحياط جاي دادم كه متوجه شدم چيزي را روي سينة‌ خويش نهاده و مدام زير لب حرفي مي‌زند، به او نزديك شدم ديدم پيراهني را كه يادگار از كربلاست؛ يعني پيراهن حسين كه خونين و پاره پاره است را روي سينه نهاده و مدام مي‌گويد: «حسين، حسين، حسين! ...»
لحظاتي بعد او وارد بر حريم اهل بيت النبوه گشت و كارنامة‌عمرش به خير و سعادت ختم گرديد.

منبع :ashoora.ir

موضوع :نقش زنان درنهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
روح عزت و بزرگ منشي

 


  امام حسين عليه السلام مي فرمايد: موت في عز خير موت حياه في ذل؛ (1) مردن در سايه عزت بهتر است از
زندگي با ذلت، امام حسين عليه السلام نمي گويد: جهاد با نفس حکم مي کند که ما تن به حکم يزيد و ابن زياد بدهيم، چون بيشتر خودمان مجاهده کرده ايم! الا و ان الدعي ابن الدعي قد رکز بين الثنين بين السله و الذله، و هيهات منا الذله، يأبي الله ذلک لنا و رسوله و المؤمنين و حجور طابت و طهرت؛ (2) پسر زياد! اين ناکس پسر ناکسي که از من خواسته است که يکي از اين دو را برگزينم: يا تن به ذلت بدهم و يا شمشير و هيهات منا الذله ما کجا و تن ره ذلت دادن کجا! خدا راضي نمي شود تن به ذلت بدهم. يعني مي خواست بفرمايد نه اينکه احساسات شخصي من است، مکتب من، به من اجازه نمي دهد، خداي من، به من اجازه نمي دهد، پيغمبر من، به من اجازه نمي دهد، تربيت من، به من اجازه نمي دهد، من در دامن علي عليه السلام و در دامن زهرا عليه السلام بزرگ شده ام، از پستان زهرا شير خورده ام، آن پستاني که به من شير داده به من اجازه نمي دهد؛ يعني گويي مادرم اينجا حاضر است و به من مي گويد: حسين! تو از پستان من شير خورده اي؛ آنکه از پستان من شير خورده، تن به ذلت نمي دهد. 
امام حسين عليه السلام نفرمود: ما مي رويم تن به ذلت ابن زياد مي دهيم، بگذار هر کاري مي خواهد بکند، مگر غير از اين است که به ما اهانت و توهين مي کند و فحش مي دهد؟ هر چه او بيشتر از اين کارها کند، بيشتر جهاد با نفس کرده ايم! ابدا چنين چيزي نيست لا و الله لا اعطيکم بيدي اعطاء الذليل، و لا فرار العبيد؛ (3) من هرگز دست ذلت به شما نمي دهم و مانند بندگان فرار نمي کنم. يا به نقل ديگري: و لا اقد اقرار العبيد؛ مانند بندگان فرار اعتراف نمي کنم و تن به ذلت نمي دهم. از اين نوع تعبيرات در قرآن و حديث و در کلمات ائمه اطهار عليه السلام - مخصوصا در کلمات امام حسين عليه السلام - خيلي زياد است. (4) .

 پاورقي
(1) ملحقات احقاق الحق، ج 11، ص 601.
(2) لهوف ص 85، نفس المهموم ص 149.
(3) ارشاد مفيد، ص 235.
(4) انسان کامل، ص 239.

منبع :ashoora.ir

موضوع :درس های نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
جرج جرداق درباره سرانجام یزیدیان

جرج جرداق ، در مورد يزيد و سرداران او چنين مي نويسد:
«يزيد وارث همه بدي هاي اسلاف خود بود و از آن ها نيز فزون داشت از هر نوع شرارت و فساد و اعمال شيطاني که ديگر مردمان بدکار و بي آبرو دارند يزيد بهره گرفته بود، آن اندازه که يزيد شيفته لذت و شهوت بود ديگران نبودند گويند در اسب دواني خواست بر بوزينه (ميمون ) سبقت جويد، از اسب افتاد و مرد. اگر به قول يزيد، پدرش معاويه لشکري از عسل زهرآميز داشت . يزيد لشکر زهر ناب داشت در عصر او تعصب جاهليت اموي کامل شد... کسي از اخلاق انساني بي بهره تر از يزيد نبود. همان که فاجعه کربلا را برپا کرد. هيچ کس در خلق انساني کامل تر از حسين بن علي (ع) نبود که در آن واقعه شهيد شد. در يزيد همه صفات زشت و ننگين و رياست طلبي و سودجويي و جلادان خون ريز و بي اراده وجود داشت .

 

 

 

در آن طرف ؛ يعني فرزندان علي (ع) همه صفات عالي و ستوده انساني خلق کريم و شجاعت و آزادگي و شهادت به کمال و تمام بود. حسين (ع) در شب آخر عمر به اصحاب اندکش گفت : از من جدا شويد و جان خود را حفظ کنيد. اما اصحابش راضي نشدند مگر جان در راه او بدهند... مسلم بن عوسجه گفت : چگونه تو را رها کنم که حق تو را اداء نکرده ايم . با نيزه و شمشير و سنگ با دشمن تو مي جنگيم که وقتي او جان به جان آفرين تسليم مي نمود حبيب بن مظاهر گفت : اي مسلم در پي تو خواهم آمد که حر بن يزيد رياحي چون زشتي اعمال يزيد و ياران او را با فضائل پسنديده حسين و جان نثاري اصحاب او را ديد، دلش بيدار شد و از مناصب دنيا گذشت . ياران حسين شهادت در راه او را غايت شرف و مجد مي دانستند.
آسان ترين کار براي عبيدالله بن زياد مثله کردن وکشتن بي سبب بود. شمر بن ذي الجوشن چون وحشي ترين حيوان ها بود و اسب ها بر جنازه شهيدان تازاند و بر کودکان خردسال ستم ها کردند و بدن شان قطعه قطعه کردند. چون امام مشتي آب از فرات برداشت حصين بن نمير تيري به دهان حضرت زد. و قهقهه زد. عمربن سعد به دليل پست و مقام ، لشگريان را گواه گرفت که او نخستين تير را به جانب اولاد علي رها کرده است . مسلم بن عقبه اهل مدينه را ذبح نمود و سه روز شهر مدينه را بر لشکرش مباح ساخت ... »

مأموران يزيد مي گفتند در اين کشتار سهم ما چقدر است اما ياران حسين مي گفتند: اگر 70 (هفتاد) بار کشته شويم با تو هستيم .

منبع :www.ashoora.ir

موضوع :سرانجام یزیدیان




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
نتایج خواندن زیارت عاشورا

دستاوردهای زیارت عاشورا:

زيارت عاشورا - كه از تعاليم امام باقر عليه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردى و اجتماعى و بيان مواضع فكرى و عقيدتى شيعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهميت ويژه‏اى دارد.

 شمارى از دستاوردهاى اين زيارت عبارت است از:


1. ايجاد پيوند معنوى با خاندان عصمت و تشديد علاقه و محبت به آنان

اين محبت موجب مى‏شود كه زائر، آن بزرگان را الگوى خويش سازد و در جهت همسويى فكرى و عملى با آنان بكوشد؛ همچنان كه در قسمتى از زيارت، از خدا مى‏خواهد كه زندگى و مرگش را يك‏سره همانند آنان قرار دهد؛ «اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد».

از آن جا كه اين محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت كه‏الهى و منسوب به اويند، محبوب واقع شده‏اند - مايه تقّرب به خداوند است.

در قسمتى از اين زيارت چنين مى‏خوانيم: «اللهم انى اتقرب اليك بالموالاة لنبيك و آل نبيك».

 

 

2. پيدايش روحيه ظلم ستيزى در زائر

 تكرار لعن و نفرين بر ستم‏گران در اين زيارت، موجب پيدايش روحيه ظلم‏ستيزى در زائر مى‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستم‏گران و ابراز محبتبه پيروان حق و دوستان خاندان عصمت، پايه‏هاى ايمان دينى خود را مستحكم مى‏كند. مگر ايمان چيزى جز حب و بغض در راه خداست؛ «هلالايمان الاّ الحب و البغض»؟ موءمن واقعى در برابر ستم، بى‏موضع نيست؛ از ستم‏گر نفرت و انزجار آشكارى دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهى مى‏كند؛ «يا اباعبدالله! انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم».

 

3. دورى جستن از خط انحراف

در اين زيارت، ريشه‏هاى ظلم هدف قرار مى‏گيرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتّبكم الله فيها». ستمى كه در عاشورا تحقق يافت، در قلب تاريخ ستم ريشه دارد. اين ظلم، يك حلقه از حلقه‏هاى ستمى است كه با انحراف مسير اصيل خلافت آغاز شد.

 

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏هاى هدايت

در اين زيارت آمده است: «فاسئل الله الذى اكرمنى بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنى البرائة من اعدائكم، ان يجعلنى معكم فى الدنيا و الآخرة و ان يثبّت لى عندكم قدم صدق فى الدنيا و الاخرة». زائر پس از آن كه به حق معرفت پيدا كرد و ستم و ستم‏گر را شناخت و از آنان دورى جست، با ثبات قدم در مكتب خاندان عصمت و پيروى عملى از آنان، خود را در مسير سعادت دنيا و آخرت قرار مى‏دهد؛ يعنى، اسوه‏ها و الگوهاى هدايت را - كه از سوى خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار مى‏دهد و همگامى با آنان را مى‏طلبد.

 

5. ترويج روحيه شهادت‏طلبى و ايثار و فداكارى در راه خدا.

 

6. احياى مكتب و راه و هدف خاندان عصمت.

منبع :www.ashoora.ir

موضوع :درس های نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
روضه به چه معنی است؟

روضه و روضه خوانى،به معناى ذكر مصيبت‏سيد الشهدا و مرثيه خوانى براى ائمه ومعصومين‏«ع‏»است كه مورد تشويق امامان و يكى از عوامل زنده ماندن نهضت‏حسينى وپيوند روحى و عاطفى شيعه با اولياء دين است.اشك ريختن و گريستن در مصائب‏اهل بيت‏«ع‏»نشانه عشق به آنان است و علاوه بر سازندگيهاى تربيتى براى سوگوار،موجب اجر و پاداش الهى در آخرت و بهره‏مندى از شفاعت ابا عبد الله الحسين است.

معناى روضه در اصل،باغ و بوستان است،اما سبب اشتهار مرثيه خوانى به‏«روضه‏»آن‏است كه مرثيه خوانان در گذشته، حوادث كربلا را از روى كتابى به نام‏«روضة الشهداء» مى‏خواندند كه تاليف ملا حسين كاشفى است.

 

«ملا حسين كاشفى(متوفاى 910 هجرى) يكى از دانشمندان و خطباى با قريحه و خوش آواز سبزوار در قرن نهم هجرى بود،درزمان سلطنت‏سلطان حسين بايقرا(875-911 ه)به هرات،مركز حكمرانى اين پادشاه‏رفت و چون حافظه‏اى توانا و قريحه‏اى سرشار و آوازى گيرنده و مطبوع داشت و خطيبى‏دانشمند بود،بزودى شهرت يافت و مجالس وعظ و ذكر او بسيارى را به خود جلب كرد و مورد توجه پادشاه و شاهزادگان و اعيان و اكابر دولت و وزير فاضل و هنرمند هنر پرور او«امير على شيرنوايى‏»قرار گرفت.

كاشفى دانشمندى فصيح و بليغ و شاعر پركار بود وبيش از چهل كتاب و رساله تاليف كرد.از جمله آنها«روضة الشهداء»بود.كاشفى كتاب‏روضة الشهدا را در واقعه كربلا به فارسى نوشت و چون مطالب اين كتاب را در مجالس‏عزادارى از روى كتاب بر سر منبر مى‏خواندند،خوانندگان اين كتاب به‏«روضه خوان‏»معروف شدند و بتدريج‏خواندن روضه از روى كتاب منسوخ شد و روضه خوانها مطالب‏كتاب را حفظ كرده و در مجالس عزادارى مى‏خواندند.در زمان صفويه اقامه عزادارى‏بسيار رواج گرفت.» (1)

كتاب روضة الشهدا كه حاوى ذكر مقتل و حوادث كربلا بود،در قرن دهم توسطمحمد بن سليمان فضولى به تركى ترجمه شد،با نام‏«حديقة السعداء». (2) در اينجا نمونه‏اى ‏از متن روضة الشهداى واعظ كاشفى را جهت آشنايى مى‏آوريم،كه نثرى زيبا و ادبى‏است:«...آخر نظرى كن به حسرت آدم صفى و نوحه نوح نجى و در آتش انداختن‏ابراهيم خليل و قربانى كردن يعقوب در بيت الاحزان و بليت‏يوسف در چاه و زندان وشبانى و سرگردانى موسى كليم و بيمارى و بى تيمارى ايوب و اره شكافنده بر فرق‏زكرياى مظلوم و تيغ زهر آبداده بر حلق يحيى معصوم و الم لب و دندان سرور انبياء،وجگر پاره پاره حمزه سيد الشهدا و محنت اهل بيت رسالت و مصيبت‏خانواده عصمت وسرشك درد آلود بتول عذرا و فرق خون آلوده على مرتضى‏«ع‏»و لب زهر چشيده نورديده زهرا و رخ به خون آغشته شهيد كربلا و ديگر احوال بلاكشان اين امت و محنت‏رسيدگان عالى همت همه با جان غم اندوخته در كانون غم و الم سر تا پاى سوخته.نظم:

ز اندوه اين ماتم جان گسل روان گردد از ديده‏ها خون دل‏» (3)

نثر شيوا و اديبانه‏ «روضة الشهدا» ستودنى است ، هر چند از نظر نقل،حاوى برخى ‏مطالب ضعيف و بى ماخذ است.بعلاوه اين كتاب،در تحليل حادثه عاشورا ديدگاهى‏صوفيانه دارد و حوادث را بيشتر به منشا غيبى و مسائل آزمايش و ابتلاء اولياء نسبت‏مى‏دهد،تا بعد حماسى و اجتماعى و قابل اسوه گيرى در مبارزات ضد ظلم.

از آنجا كه مرثيه خوانى و ذكر مصيبت،سنت پسنديده دينى در احياء خاطره و نام وفضايل اهل بيت پيامبر است،بجاست كه اهل منبر و مداحان و ذاكران،با توجه به اهميت ونقش بسزاى روضه خوانى،در ارائه الگوهاى شايسته بكوشند و چهره خوبى از ائمه ومعصومين ارائه كنند.در اين زمينه،به درستى و صحت مطالب نقل شده،اعتبار منابع مورداستفاده، استوارى و زيبايى اشعار انتخابى و دورى كردن از هر حرف و روضه و شعرى كه‏با مقام والاى اولياء خدا ناسازگار است توجه داشته باشند. (4) در فضيلت گريست و گرياندن‏افراد براى امام حسين‏«ع‏»به اين حديث توجه كنيد:امام صادق‏«ع‏»فرمود:«من انشد فى‏الحسين عليه السلام بيت‏شعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنة‏» (5) هر كس در باره‏حسين‏«ع‏»شعرى بگويد و گريه كند و ده نفر را بگرياند،براى او و آنان بهشت است.

پی نوشتها :

1-      موسيقى مذهبى ايران،ص 8.

2-      فصلنامه هنر(وزارت ارشاد اسلامى)ج 2،ص 157.اين ماخذ،مقاله مبسوطى در باره تاريخچه تعزيه خوانى‏دارد،ص 156 تا 173.

3-      در آمدى بر نمايش و نيايش در ايران،جابر عناصرى،ص 79.

4-      در زمينه آداب اهل وعظ و منبر،از جمله ر.ك:«لؤلؤ و مرجان‏»،مرحوم ميرزا حسين نورى.

5-      كامل الزيارات،ص 105.

منبع :www.ashoora.ir

موضوع :عزلداری حسینی




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
(تعداد کل صفحات:6)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]